• اثر: رضا بدر السماء
  • نام اثر: گلستان در آتش
  • زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
  • ابعاد: 35*45
  • تکنیک: آکریلیک
  • به فرمان نمرود، ابراهیم را زندانى نمودند، از هر سو اعلام شد که مردم هیزم جمع کنند، و یک گودال و فضاى وسیعى را در نظر گرفتند، بت پرستان گروه گروه هیزم مى آوردند و در آنجا مى ریختند. (گرچه یک بار هیزم براى سوختن ابراهیم علیه السلام کافى بود، ولى دشمنان مى خواستند هر چه کینه دارند نسبت به ابراهیم آشکار سازند، وانگهى این حادثه موجب عبرت براى همه شود عظمت و قلدرى نمرود بر قلبها سایه افکند تا در آینده هیچ کسى جرات چنین کارى را نداشته باشد.) روز موعود فرا رسید، نمرود با سپاه بى کران خود، در جایگاه مخصوصى قرار گرفتند. در کنار آن بیابان ، بناى بلندى براى نمرود ساخته بودند، نمرود بر فراز آن بنا رفت تا از همان بالا صحنه سوختن ابراهیم را بنگرد و لذت ببرد. هیزمها را آتش زدند، شعله هاى آن به سوى آسمان سر مى کشید. آن شعله ها به قدرى اوج گرفته بود که هیچ پرنده اى نمى توانست از بالاى آن عبور کند، و اگر گذرش از آنجا بود، مى سوخت و درون آتش مى افتاد. در این فکر بودند که چگونه ابراهیم را درون آتش بیفکنند، شیطان ، یا شیطان صفتى به پیش آمد و منجنیقى ساخت ، ابراهیم را درون آن نهادند تا به وسیله آن او را به درون آتش پرتاب نمایند. در این هنگام ابراهیم تنها بود، حتى یک نفر از انسانها نبود که از او حمایت کند، تا آنجا که پدر خوانده اش (( آزر )) نزد ابراهیم آمد و سیلى محکمى به صورت او زد و با تندى گفت : (( از عقیده ات برگرد! )) همه موجودات ملکوتى نگران ابراهیم بودند، فرشتگان آسمانها گروه گروه به آسمان اول آمدند و از درگاه خدا درخواست نجات ابراهیم علیه السلام را نمودند، همه موجودات نالیدند، جبرائیل به خدا عرض کرد: (( خدایا! خلیل تو، ابراهیم بنده تو است و در سراسر زمین جز او کسى تو را نمى پرستد، دشمن بر آن چیره شده و مى خواهد او را در آتش ‍ بسوزاند. )) خداوند به جبرئیل خطاب کرد: (( ساکت باش ! آن بنده اى نگران است که مانند تو ترس از دست رفتن فرصت را داشته باشد و ابراهیم بنده من است ، اگر خواسته باشم او را حفظ مى کنم ، اگر دعا کند دعایش را مستجاب مى نمایم . )) ابراهیم در میان منجنیق ، لحظه اى قبل از پرتاب ، خدا را چنین خواند: یا الله یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد نجنى من النار برحمتک : اى خدا یکتا و بى همتا، اى خداى بى نیاز، اى خدایى که هرگز نزاد و زاده نشد، و هرگز شبیه و نظیر ندارد، مرا به لطف و رحمتت ، از این آتش نجات بده . جبرئیل در فضا، نزد ابراهیم آمد و گفت : (( آیا به من نیازى دارى ؟ )) ابراهیم گفت : (( به تو نیازى ندارم ، ولى به پروردگار جهان نیاز دارم . )) جبرئیل انگشترى را در دست ابراهیم نمود که در آن چنین نوشته شده بود: معبودى جز خداى یکتا نیست ، محمد صلى الله علیه و آله رسول خداست ، به خدا پناهنده شدم ، و به او اعتقاد کردم و کارم را به او سپردم . در همین لحظه فرمان الهى خطاب به آتش صادر شد: یا نار کونى بردا: اى آتش ! براى ابراهیم سرد باش . آتش آنچنان خنک شد، که دندانهاى ابراهیم از سرما به لرزه در آمد، سپس ‍ خطاب بعدى خداوند آمد: و سلاما على ابراهیم : بر ابراهیم ، سالم و گوارا باش . (۱۱۱) آن همه آتش به گلستان سبز و خرم تبدیل و جبرئیل کنار ابراهیم علیه السلام آمد و با او به گفتگو پرداخت . چون رها از منجنیق آمد خلیلى آمد از دربار عزت ، جبرئیل گفت : هل لک حاجه یا مجتبى گفت : اما منک یا جبرئیل لا من ندارم حاجتى با هیچ کس با یکى کار من افتاده است و بس آنچه داند لایق من آن کند خواه ویران ، خواه آبادان کند گفت : اینجا هست نامحرم مقال علمه بالحال حسبى ما السوال گر سزاوار من آمد سوختن لب ز دفع او بیاید دوختن من نمى دانم چه خواهم زان جناب بهر خود و الله اعلم بالصواب (۱۱۲) نمرود، ابراهیم را در گلستانى دید که با پیرمردى گفتگو مى کند. به آزر رو کرد و گفت : (( براستى پسرت چقدر در نزد پروردگارش ارجمند است ! و اگر بنا است کسى براى خود خدایى انتخاب کند، سزاوار است که خداى ابراهیم را انتخاب کند. )) یکى از رجال چاپلوس دربار نمرود (براى رفع وحشت نمرود) گفت : (( من دعا و وردى بر آتش خواندم تا آتش ابراهیم را نسوزاند. )) در همان موقع ستونى از آتش به سوى آن مرد چاپلوس آمد و او را سوزاند. در حالى که آتشهاى تمام دنیا تا سه روز سوزنده نبود. (۱۱۳) نقل از سایت : www.yamojir.com



  • کتاب نقش نگار (۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۶:۲۰)
  • کتاب نقش نگار
    رضا بدرالسماء پس از نیم قرن فعالیت در زمینه هنر نگارگری تجربیات و اندوخته‌های خویش را در ...
  • آقای نقاش، تولدت مبارک (۷ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵:۰۲)
  • آقای نقاش، تولدت مبارک

    اصفهان امروز: 5 آذرماه درست ده روز بعد از 25 آبان که روز ایثار و مقاومت مردم ...
  • امنه بدرالسماء



©کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به رضا بدرالسماء است

Reza Badrossama 2002-2008©, All Right Reserved

Design & Programming: M.B.Adib Behrooz